ترجمه "OR" به فارسی

پژوهش عملیاتی, یا, وگرنه بهترین ترجمه های "OR" به فارسی هستند.

OR noun conjunction abbreviation دستور زبان

(logic) Inclusive or; either one proposition or the other is true or both. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پژوهش عملیاتی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " OR " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

or adjective conjunction noun adverb adposition دستور زبان

Connects at least two words, phrases, clauses, etc. that each could make a sentence true. In English, this is the "inclusive or." The "exclusive or" is "either...or". [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یا

    conjunction

    conjunction

    I don't know if modern technology increases unemployment, or rather decreases it.

    من نمیدانم آیا فناوری مدرن باعث افزایش بیکاری میشود یا برعکس.

  • وگرنه

    adverb

    Don't worry too much, or you'll go bald.

    نگران نباش، وگرنه کچل می شوی.

  • والا

    adjective adverb

    He ought to have something hot before he goes out into the wet, or he will catch cold.

    باید قبل از آنکه زیر باران برود چیز گرمی بنوشد، والا سرما خواهد خورد.

  • ترجمه های کمتر

    • کننده
    • حالت
    • چگونگی
    • (معمولا با: whether) چه ... چه
    • (معمولا پس از either) یا ... یا
    • (نشان های اعیانی) نماد طلا
    • (پس از منفی) نه ... نه
    • - گر [incisor]
    • اتاق عمل
    • انجام دهنده
    • ایالت اورگان
    • به عبارت دیگر
    • بهتر بگویم
    • تصویر طلا (که به صورت چند خال سیاه بر سطح سفید نشان داده می شود)
    • در غیر این صورت
    • وضع [error]

عباراتی شبیه به "OR" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "OR" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه