ترجمه "Once" به فارسی

یکبار, وقتی, قبلا بهترین ترجمه های "Once" به فارسی هستند.

once adverb conjunction دستور زبان

One and only one time. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یکبار

    adverb

    one and only one time

    A coward dies a thousand times before his death. The valiant never taste of death but once.

    ترسو هزاربار پیش از مرگ میمیرد. آدم نترس فقط یکبار مزه مرگ را میچشد.

  • وقتی

    adverb

    But once I'm back on normal land my powers will be mine again.

    اما وقتی من به زمین معمولی برگردم قدرتهایم دوباره مال خـودم میشود.

  • قبلا

    adverb

    These men had once been weapons of a sort, but they had been neutralized by the flu.

    این افراد قبلا خود نوعی اسلحه بودند ولی آنفلوآنزا آنهاراازپای درآورده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • همینکه
    • سابقا
    • تا
    • هرگاه
    • پیشترها
    • قبلی
    • پیشین
    • هرگز
    • اصلا
    • به مجردی که
    • به محض اینکه
    • وقتی که
    • یک بار
    • یک درجه
    • یک دفعه
    • یک روزی
    • یک مرتبه
    • یک مرحله
    • یک نسل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Once " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Once"

عباراتی شبیه به "Once" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Once" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه