ترجمه "Once" به فارسی
یکبار, وقتی, قبلا بهترین ترجمه های "Once" به فارسی هستند.
once
adverb
conjunction
دستور زبان
One and only one time. [..]
-
یکبار
adverbone and only one time
A coward dies a thousand times before his death. The valiant never taste of death but once.
ترسو هزاربار پیش از مرگ میمیرد. آدم نترس فقط یکبار مزه مرگ را میچشد.
-
وقتی
adverbBut once I'm back on normal land my powers will be mine again.
اما وقتی من به زمین معمولی برگردم قدرتهایم دوباره مال خـودم میشود.
-
قبلا
adverbThese men had once been weapons of a sort, but they had been neutralized by the flu.
این افراد قبلا خود نوعی اسلحه بودند ولی آنفلوآنزا آنهاراازپای درآورده بود.
-
ترجمه های کمتر
- همینکه
- سابقا
- تا
- هرگاه
- پیشترها
- قبلی
- پیشین
- هرگز
- اصلا
- به مجردی که
- به محض اینکه
- وقتی که
- یک بار
- یک درجه
- یک دفعه
- یک روزی
- یک مرتبه
- یک مرحله
- یک نسل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Once " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Once"
عباراتی شبیه به "Once" با ترجمه به فارسی
-
من صمیمانه از تک تک پلیس های کشورم قدردانی می کنم، علیرغم بریدن سرشان، با وجود سوزاندن آنها؛ بار دیگر با قدرت برای امنیت ایران ایستادگی کردند.
-
يك بار و برای هميشه
-
يكبار، مارتين دندان درد داشت
-
درمانگران رفتاری تنها کسانی نیستند که به تقویت مثبت اعتقاد دارند و حتی یکبار نصیحت/توصیه دادن به درخواست بیشتر آن میانجامد.
-
روزی از روزها · روزی روزگاری · یکی بود یکی نبود
-
برفور، درجا، بلافاصله · ناگهان
-
حفظ ظاهرکردن
-
گاهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن