ترجمه "Ottoman" به فارسی
ترکی عثمانی, عثمانی, ترک بهترین ترجمه های "Ottoman" به فارسی هستند.
Ottoman
adjective
noun
دستور زبان
A Turk from the period of Ottoman Empire. [..]
-
ترکی عثمانی
A historic language of the Ottoman empire.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ottoman " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ottoman
noun
دستور زبان
An upholstered sofa, without arms or a back, sometimes with a compartment for storing linen, etc. [..]
-
عثمانی
adjectiveIn truth, this gentleman is a luxurious Ottoman
در حقیقت این جناب پاشای عثمانی تجمل دوستی است
-
ترک
adjectiveIn that slaughter house the remaining Ottoman first line army was destroyed.
در آن قتلگاه، بقیه جبهه مقدم ارتش ترک منهدم شد.
-
(عربی)
-
ترجمه های کمتر
- پارچه ی مبلی
- چهار پایه
- چهار پایه (پایه کوتاه و لفاف دوزی شده)
- کاناپه (معمولا بی دسته و بدون پشتی)
عباراتی شبیه به "Ottoman" با ترجمه به فارسی
-
امپراتوری عثمانی · امپراطوری عثمانی (از حدود 0031 تا 8191 میلادی)
-
ترکی عثمانی
-
زبان ترکی عثمانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن