ترجمه "Ox" به فارسی

گاو, گاو نر, گاو بهترین ترجمه های "Ox" به فارسی هستند.

Ox proper

a Chinese constellation located near Capricorn, one of the 28 lunar mansions and part of the larger Black Turtle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاو

    noun

    This ox-head is really wonderful.

    سر گاو واقعا جالبه

  • گاو نر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ox " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ox noun دستور زبان

Any bovine animal used as a beast of burden or for food, especially an adult castrated male of the domestic species. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاو

    noun

    any bovine animal used as a beast of burden [..]

    This ox-head is really wonderful.

    سر گاو واقعا جالبه

  • ورزا

    noun

    any bovine animal used as a beast of burden [..]

  • گاو نر

    noun

    A castrated bull.

  • ترجمه های کمتر

    • گاو نر اخته
    • مخفف : اکسفورد
    • گاو اخته
    • گاو اخته (شده)
    • گاوهاي اخته
    • گاوهاي نر اخته
    • گاوهای نر اخته

تصاویر با "Ox"

عباراتی شبیه به "Ox" با ترجمه به فارسی

  • گل داودی
  • گاو نر
  • ox-
    رجوع شود به [-oxa] · رجوع شود به [-oxy]
  • (جانور شناسی) گ4اومشک (Ovibos moschatus که بومی نواحی شمالگانی امریکا و گرین لند است)
  • بزرگ چشم · دارای چشمان درشت · درشت چشم
اضافه کردن

ترجمه های "Ox" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه