ترجمه "PAW" به فارسی

پنجه, پنجول, دست بهترین ترجمه های "PAW" به فارسی هستند.

paw verb noun دستور زبان

(by extension, of a human) To clumsily dig through something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنجه

    noun

    soft foot of an animal

    The pain of cold ice under your paws.

    درد سرما و یخ که زیر پنجه هات احساس می شه.

  • پنجول

    soft foot of an animal

    It is our painful duty to record the sudden and mysterious disappearance of our cherished friend, Mrs. Snowball Pat Paw.

    این یک وظیفهی دردناک برای ماست که غیبت ناگهانی و مشکوک خانم گلوله برفی پنجول پهن را ثبت کنیم.

  • دست

    noun

    My diet's finicky, so, keep your paws off my stuff.

    من رژیم غذایی خودمو دارم پس دست به غذاهای من نزنید

  • ترجمه های کمتر

    • پا
    • چنگال
    • پرماسیدن
    • بابا
    • (با جسارت یا به طور ناخوشایند) دست مالیدن
    • (با خشونت یا ناشی گری و غیره) دست زدن به
    • (عامیانه) دست
    • (محلی) پدر
    • با پنجه زدن (یا مالیدن یا کاویدن)
    • سم مالیدن (یا در هوا به نوسان آوردن)
    • پنجه زدن
    • پنجول (پهنه ی دست و پای حیوان ناخن دار مانند گربه یا سگ یا شیر)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " PAW " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Paw
+ اضافه کردن

"Paw" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Paw در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "PAW"

عباراتی شبیه به "PAW" با ترجمه به فارسی

  • (کشتیرانی) گره دوسویه ی طناب (به طوری که حلقه را محکم نگه دارد) چنگ آویز دو سویه (رجوع شود به knot) · آلت دست · ملعبه · نسیم ملایم (که برسطح آب موج های کوچک ایجاد می کند)
اضافه کردن

ترجمه های "PAW" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه