ترجمه "Page" به فارسی
خانه شاگرد, صفحه, رویه بهترین ترجمه های "Page" به فارسی هستند.
Page
proper
noun
An English and Scottish occupational surname for someone who was a servant. [..]
-
خانه شاگرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Page " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
page
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) A serving boy – a youth attending a person of high degree, especially at courts, as a position of honor and education. [..]
-
صفحه
nounone side of a leaf of a book [..]
At last he discovered a small R at the bottom of the second page.
بالاخره در پایین صفحه دوم، حرف ر را در محل امضا پیدا کرد.
-
رویه
nounone side of a leaf of a book
-
برگ
nounI think his little black book still has a few blank pages.
فکر کنم اون دفترچه تلفنش هنوزم چندتا برگ خالي داشته باشه.
-
ترجمه های کمتر
- صَفحِه
- بچه
- ورق
- غلام
- صحفه
- پیامرسان
- یادچه
- رویدادها
- (با فریاد زدن یا beeper یا بلندگو و غیره) فرا خواندن
- (با: up) صفحه بندی کردن (در چاپخانه)
- (در اصل) پسری که برای آموزش knighthood در کاخ یک knight پیشخدمتی و نوچه گری می کرد
- (در خانه های اشرافی) خانه شاگرد
- (در هتل یا پارلمان و غیره) پادو
- (صفحات را) نمره گذاری کردن
- (صفحات را) ورق زدن
- (مجازی - معمولا جمع) فصل
- (کامپیوتر) یکان حافظه
- (کتاب و مجله و غیره) صفحه
- حوادث
- خانه شاگردی کردن
- صدا زدن
- صفحهبندی (رایانه)
- متن صفحه
- مطلب روی صفحه
- نوچه شوآلیه
- نوکر جوان
- پادویی کردن
- پیام رسانی کردن
- پیشخدمتی کردن
تصاویر با "Page"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن