ترجمه "Para" به فارسی

پارا, پارا, پاراگراف بهترین ترجمه های "Para" به فارسی هستند.

Para noun

an estuary in northern Brazil into which the Tocantins River flows [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پارا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Para " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

para adjective noun دستور زبان

very drunk [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پارا

    geographic terms (below country level)

  • پاراگراف

  • پارالل

  • ترجمه های کمتر

    • موازی
    • (از ریشه ی فارسی : پاره - واحد پول یوگسلاوی سابق برابر با یک صدم دینار) پارا
    • استان پارا (در شمال برزیل)
    • رود پارا (در شمال شرقی برزیل)
    • مخفف : کشور پاراگوئه

تصاویر با "Para"

عباراتی شبیه به "Para" با ترجمه به فارسی

  • كائوچوی پارا (درخت)
  • براکیاریا موتیکا · پانيكوم موتيكوم
  • (شیمی) اسید پارا آمینو بنزوئیک (ایزومر زرد رنگ اسید آمینو بنزوئیک)
  • (لاستیک خام که از چند گونه گیاه استوایی امریکای جنوبی از جنس Heva به ویژه از Heva brasiliensis به دست می آید) پارا · كائوچوی پارا · هوهآ برازیلیانسیس · کائوچو · کائوچوی بالاتا · کائوچوی طبيعي · کائوچوی هوهآ · کائوچوی پارا
  • پی-کرسول
  • (در حلقه ی بنزن) مقابل هم · (شیمی) ایزومر (isomer) · (فیزیک اتمی) مولکول های دو اتمی [diatomic] (پیش از واکه : -par) · (پزشکی) دارای نقش یا اهمیت ثانوی · آن سوی [paranormal] · آن طرف · با چتر نجات [parados یا paradrop] · ثانوی · خراب [parahormone یا paramnesia] · شبیه [paratyphoid] · شعبه ای [paralegal] · فرا - · فرعی · مجاور · نابهنجار · همانند · ورای · پاد- · پادکاری · پار - [parasite] · پهلوی · پیشوند: محافظت · کنار
  • رجوع شود به benzocaine
  • (شیمی) پارا دی کلرو بنزن (ترکیب سپید و بلورین به فرمول C6H4Cl2)
اضافه کردن

ترجمه های "Para" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه