ترجمه "Pattern" به فارسی
الگو, الگو, طرح بهترین ترجمه های "Pattern" به فارسی هستند.
-
الگو
nounIn fact, we see that pattern emerging now in your brains.
در واقع، ما آن الگو را میبینیم که در مغزهای شما پدیدار میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pattern " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A design, motif or decoration formed from multiple copies of an original fitted together. [..]
-
الگو
nounthat from which a copy is made [..]
Let me tell you about a pattern that's beginning to emerge.
بذار بهت بگم که ديگه بايد چه الگويي داشته باشي.
-
طرح
nounLife seems chaotic, but in fact, it's just an infinitely complex pattern.
زندگی بی نظم بنظر میرسه ولی در واقع یک طرح پیچیده نامتناهیه.
-
نمونه
noun9 Instead of holding to the pattern of healthful words, some were intrigued by “false stories.”
۹ عدهای در عوض ‹نمونه گرفتن از سخنان صحیح› مجذوب «افسانهها» شده بودند.
-
ترجمه های کمتر
- مدل
- سرمشق
- نقش
- نقشه
- روال
- قالب
- منوال
- نمودار
- شابلون
- اسلوب
- طریقه
- (با: on یا upon یا after) الگو کردن
- (تیر اندازی) طرح اصابت گلوله ها
- (جامه و غیره) از روی الگو بریدن
- (ریخته گری) مدل
- برنامه کار
- تقلید کردن
- سرمشق قرار دادن
- شرح حال
- طرح دادن به
- قالب اصلی
- نقش دار کردن
- نقش و نگار
تصاویر با "Pattern"
عباراتی شبیه به "Pattern" با ترجمه به فارسی
-
تطبیق الگو
-
آهنگ شیرین · خنیا
-
طرح بودجه
-
الگوی متد کارخانه شی
-
الگو
-
(طرح ظروف چینی و غیره) نقش بیدی
-
الگوی سازنده
-
الگوهای وعده غذایی