ترجمه "People" به فارسی

افراد, مَردُم, مردم بهترین ترجمه های "People" به فارسی هستند.

People

The link to the list of contacts from your mail and messenger accounts.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افراد

    The link to the list of contacts from your mail and messenger accounts.

    Many people are living illegally in the country.

    افراد زیادی بطور غیرقانونی در کشور زندگی می کنند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " People " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

people verb noun دستور زبان

used as plural of person ; a body of human beings considered generally or collectively; a group of two or more persons. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مَردُم

    a group of persons forming or belonging to a particular nation etc. [..]

    Welcome to the newest tool in our police belt, people.

    به جديدترين ابزار تو نظام پليسيمون خوش اومدين مَردُم

  • مردم

    noun p

    a group of persons forming or belonging to a particular nation etc. [..]

    A writer is somebody for whom writing is more difficult than it is for other people.

    نویسنده کسی است که نوشتن برای او از بقیه مردم سخت تر است.

  • خویشان

    noun p

    a person's ancestors, relatives or family

    He can't let his wife's people starve.

    نمیتواند اجازه بدهد که خویشان زنش گرسنگی بکشند.

  • ترجمه های کمتر

    • ملت
    • قوم
    • افراد
    • اشخاص
    • امت
    • خلق
    • دسته
    • اهل
    • گروه
    • خویشاوندان
    • آدمیزاد
    • همگنان
    • (از مردم) پرکردن
    • (به ویژه در کشورهای کمونیست) خلق
    • (قدیمی) گله
    • آدم ها
    • انسان ها (در برابر: جانوران animals) 0
    • انسانها
    • ایل و تبار
    • توده ها
    • جمعیت انسانی
    • دارای سکنه کردن 1
    • ساکنان
    • شهروندان
    • قوم و خویش
    • مردم عامی
    • موجودات انساني
    • هم قبیله ها
    • همکاران
    • هومو ساپيانس
    • گروههای اجتماعی

تصاویر با "People"

عباراتی شبیه به "People" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "People" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه