ترجمه "Persian" به فارسی
فارسی, ایرانی, پارسی بهترین ترجمه های "Persian" به فارسی هستند.
A group of very similar languages spoken primarily in Iran, Afghanistan, Uzbekistan, and Tajikistan. [..]
-
فارسی
noun properPersian language [..]
Contemporary Persian poems haven’t been known in west world as well as ancient ones.
در دنیای غرب، شعرهای معاصر فارسی به اندازه قدیمی تر ها خوب شناخته نشده اند.
-
ایرانی
noun adjectivefrom or pertaining to Persia [..]
A Persian cat was sleeping under the table.
گربه ای ایرانی زیر میز خوابیده بود.
-
پارسی
noun properPersian language [..]
Iranian people strongly believe in the Persian character of the Persian Gulf.
مردم ایران به شدت به ماهیت پارسی خلیج فارس باور دارند.
-
ترجمه های کمتر
- زبان فارسی
- گربه ایرانی
- گربه پشمالو
- فارسى
- پارس
- فارس
- دری
- fârsi
- زبان پارسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Persian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
فارسى
-
فارسی
english persianWrite the definition hereانگلیسی
Contemporary Persian poems haven’t been known in west world as well as ancient ones.
در دنیای غرب، شعرهای معاصر فارسی به اندازه قدیمی تر ها خوب شناخته نشده اند.
-
engish
malewater
-
ترجمه های کمتر
- ایرانی
- (زبان) فارسی
- وابسته به ایران و مردمان و فرهنگ و زبان های آن
- گربه ی ایرانی
عباراتی شبیه به "Persian" با ترجمه به فارسی
-
گارد جاویدان
-
ویکیپدیای فارسی
-
دانشگاه خلیج فارس
-
زبان پارسی میانه · زبان پهلوی · پارسی میانه · پهلوی
-
فارسی
-
خلیج فارس
-
دایرةالمعارف فارسی
-
پشم قره کل · پوست (یا پوستین) قره کل · گوسفند قره کل