ترجمه "Personality" به فارسی
شخصیت, شخصیت, شخصيت بهترین ترجمه های "Personality" به فارسی هستند.
-
شخصیت
You're suffering from Split Personality Disorder.
تو داری از یک شخصیت دیگه درونت که ازت جداست رنج میبری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Personality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A set of qualities that make a person (or thing) distinct from another. [..]
-
شخصیت
nounشخصیت
I like a man who is able to retain his own personality, no matter what the circumstances.
من یک مرد که قادر است دوست برای حفظ شخصیت خود را ، بدون توجه به آنچه شرایط.
-
شخصيت
But he's also a man with a very complex personality.
ولي با اين حال آدميه که شخصيت خيلي پيچيده اي داره.
-
خصوصیت
And if you can’t count the ten, it means that you don’t know the person well enough.”
اگر نتوانستید ده خصوصیت خوب در او بیابید معلوم میشود که آن شخص را به خوبی نمیشناسید.»
-
ترجمه های کمتر
- وجود
- منش
- سیرت
- خصلت
- فردیت
- فروزه
- قلق
- بدگویی
- هویت
- ویژگی
- آدم
- (جمع) حملات لفظی به فرد (یا افراد)
- (عامیانه) ویژگی فردی
- (مجازی) چهره
- اظهارات (درباره ی دیگران)
- شخصیت سرشناس
- عیب جویی
عباراتی شبیه به "Personality" با ترجمه به فارسی
-
هدش مگ صخش
-
دستیار شخصی هوشمند
-
(دستور زبان) اول شخص · اول شخص · داستانی که توسط شخص اول داستان نقل شود · داستانی که در آن اول شخص مفرد خیلی به کار رفته باشد
-
شخص حقوقی
-
اختلال شخصیت نمایشی