ترجمه "Phonograph" به فارسی
گرامافون, گرامافون, آوانگاشت بهترین ترجمه های "Phonograph" به فارسی هستند.
Phonograph
-
گرامافون
nounFred had already bought her a phonograph for Christmas.
همین امسال هم فرد به عنوان هدیه کریسمس برای اگنس گرامافون خریده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Phonograph " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
phonograph
verb
noun
دستور زبان
Literally, a device that captures sound waves onto an engraved archive; a lathe. [..]
-
گرامافون
پرکاربردترین دستگاه برای پخش صدای ضبطشده از دههٔ ۱۸۷۰ تا دههٔ ۱۹۸۰ میلادی بود.
Fred had already bought her a phonograph for Christmas.
همین امسال هم فرد به عنوان هدیه کریسمس برای اگنس گرامافون خریده بود.
-
آوانگاشت
-
گرام
-
دستگاه ضبط صوت
noun
تصاویر با "Phonograph"
عباراتی شبیه به "Phonograph" با ترجمه به فارسی
-
دیس · صفحه گرامافون
-
صدا نویس · متخصص تند نویسی ازروی صدا
-
آوانگاشتی · وابسته به گرامافون (یا گرام) · گرامافونی
-
رادیو گرامافون · رادیوی توام با گرامافون
-
دیس · صفحه گرامافون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن