ترجمه "Pilot" به فارسی

راهنما – نمونه, خلبان, رهبر بهترین ترجمه های "Pilot" به فارسی هستند.

Pilot
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راهنما – نمونه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pilot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pilot verb noun adjective دستور زبان

(nautical) A person who steers a ship, a helmsman. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلبان

    noun

    controller of aircraft

    He wanted to become a pilot ever since he was a child, and he did.

    او از سنین کودکی دوست داشت خلبان شود، و شد.

  • رهبر

    noun
  • راندن

    verb

    Here's Charles Muntz, piloting his famous dirigible.

    .و اين هم " چارلز مانتس " در حال راندن بالن خودش

  • ترجمه های کمتر

    • خلبانی کردن
    • آزمایشی
    • ناوبر
    • رهنمون، راهنما (دریانوردی)، بلد، هادی، راهبر
    • هادی، هدایتگر، راهنما، رهنما
    • سردمدار
    • فضاناوبر
    • لیدر
    • اکتشافی
    • آغازین
    • پیشگام
    • (در آبراه ها و غیره) راهنمای کشتی
    • (در اصل) سکاندار کشتی (امروزه : helmsman)
    • (طرح یا لایحه و غیره را) گذراندن (از مراحل مختلف)
    • (طرح یا کلاس و غیره) مقدماتی
    • (هواپیما و فضاناو) راندن
    • (کشتی را در آبراه و غیره) راهنمایی کردن
    • خلبان فضاناو
    • رجوع شود به pilot film 2
    • رجوع شود به pilot light 1
    • رهبری کردن 0
    • سرپرستی کردن
    • سپر لوکوموتیو 3
    • ناوبری کردن
    • نرده ی جلو لوکوموتیو
    • نمونه اولیه
    • هواپیمایی کردن
    • وابسته به خلبانی
    • کارسازی کردن
PILOT
+ اضافه کردن

"PILOT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PILOT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Pilot"

عباراتی شبیه به "Pilot" با ترجمه به فارسی

  • (بالون کوچکی که برای سنجش سرعت و جهت باد به هوا می فرستند) بالون هواشناسی
  • لوکوموتیو پیشگام (که برای ارزیابی وضع ریل ها جلو لکوموتیو اصلی قطار حرکت می کند)
  • نهنگ خلبان بالهکوتاه
  • رویکرد پیاده سازی محدود
  • خلبان یک
  • (در ابزار برقی و سویچ های بزرگ) لامپ خطر · لامپ راهنما (که هنگام کار دستگاه روشن است)
  • (جانورشناسی) ماهی پیشگام (Naucrates ductor که معمولا در جلو کوسه ماهی ها حرکت می کند - و نوعی ماهی بومی آب های شیرین و سردسیر امریکای شمالی به نام Prosopium cylindraceum)
  • برنامه ی آزمایشی
اضافه کردن

ترجمه های "Pilot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه