ترجمه "Pink" به فارسی

گل میخک, صورتی, رنگ صورتی بهترین ترجمه های "Pink" به فارسی هستند.

Pink noun proper دستور زبان

An operative of the Pinkerton National Detective Agency. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گل میخک

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pink " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pink adjective verb noun دستور زبان

A colour between red and white; pale red. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صورتی

    adjective

    colored/coloured between red and white [..]

    How that little round hole of pink heel seemed to flaunt itself before them!

    آن سوراخ صورتی رنگ پاشنهی پا چقدر در برابرشان خودنمایی میکرد!

  • رنگ صورتی

    pale red colour

    She still did not look away, and a soft, devastatingly appealing pink began to color her skin.

    هنوز جهت نگاهش را عوض نکرده بود، و پوستش به رنگ صورتی ملایم و جذابی درآمد.

  • گلابی

    noun

    pale tint of red, between red and white; derived from rosewater (gul ab), used more commonly in Dari

    Look at how pink it is!

    ببین چقدر گلابی است!

  • ترجمه های کمتر

    • حداعلی
    • رنجاندن
    • اوج
    • بهترین
    • (انگلیس) شکارچی روباه
    • (با خرده گیری وغیره) آزرده کردن
    • (تداعی منفی) دست چپی
    • (رنگ) صورتی
    • (روی کاغذ و غیره) با سوراخ سوزن نقش ایجاد کردن
    • (پارچه و غیره) زیگزاگ بریدن
    • (گیاه شناسی) وابسته به گیاهان تیره ی Caryophyllaceae از راسته ی Caryophyllales که دو لپه ای می باشند
    • (گیاه شناسی) گل میخک (جنس Dianthus)
    • آذین کردن
    • دندانه دار بریدن
    • مزین کردن
    • ناراحت کردن
    • چپ گرا
    • کت سرخ فام (که شکارچیان روباه می پوشند)
    • کشتی بادبانی (که بخش عقب آن بلند و باریک است)
    • گل میخکی

تصاویر با "Pink"

عباراتی شبیه به "Pink" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Pink" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه