ترجمه "Planning" به فارسی

برنامه ریزی, طرح ریزی – برنامهریزی, برنامهریزی بهترین ترجمه های "Planning" به فارسی هستند.

Planning
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برنامه ریزی

    We plan to elicit opinions from the public.

    ما در حال برنامه ریزی برای یا نظرسنجی هستیم.

  • طرح ریزی – برنامهریزی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Planning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

planning noun verb دستور زبان

Present participle of plan. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برنامهریزی

    human capacity for the mental anticipation of action steps that seem necessary to achieve a goal

    With one accord, though nothing of the kind had been planned beforehand, they flung themselves upon their tormentors.

    بدون برنامهریزی قبلی، همة حیوانات یک دل و یک جان بر سر شکنجه گران خود ریختند.

  • برنامه ریزی

    noun

    We plan to elicit opinions from the public.

    ما در حال برنامه ریزی برای یا نظرسنجی هستیم.

  • برنامه ريزي

    The act of making a detailed scheme for attaining an objective.

    You're with a guy who won't stop planning his future with you.

    تو با کسي هستي که نميخواد برنامه ريزي براي آينده رو با تو متوقف کنه.

  • ترجمه های کمتر

    • برنامهریزی اقتصاد خرد
    • طرح ریزی

عباراتی شبیه به "Planning" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Planning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه