ترجمه "Platform" به فارسی
بستر- زیر ساختار, پلاتفرم, مواضعنامه بهترین ترجمه های "Platform" به فارسی هستند.
Platform
-
بستر- زیر ساختار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Platform " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
platform
verb
noun
دستور زبان
(automotive) A set of components shared by several vehicle models. [..]
-
پلاتفرم
politics: political stance on a broad set of issues [..]
-
مواضعنامه
politics: political stance on a broad set of issues [..]
-
سکو
nounHe used to speak to me out on the platform.
او معمولا در بیرون روی سکو با من صحبت میکرد.
-
ترجمه های کمتر
- صحنه
- زمینه
- سکوب
- تختگاه
- (انگلیس) پله ی اتوبوس
- (مجازی) سخنران یا سخنرانان (که روی تختگاه قرار دارند)
- اعضای میزگرد
- برنامه ی حزبی
- خط مشی
- خط مشی حزبی
- فضای عملیاتی
- لژ دار
- محل سخنرانی
- وابسته به کفش دارای تخت کلفت
- وسیله ی سخنرانی (یا تبلیغ)
- کف کلفت
تصاویر با "Platform"
عباراتی شبیه به "Platform" با ترجمه به فارسی
-
Java Platform · Java Platform,Standard Edition
-
رابط بخش مؤلفه ای
-
ترازوی سکوب دار · قپان سکوبی
-
مواضعنامه
-
بستر سکوبی (تشک روی جعبه یا تخته ی پایه دار) · تختخواب چوبی
-
سکوی رایانش
-
خط مشی آتشین
-
صندلی تکانشی (که روی پایه ی ثابتی قرار دارد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن