ترجمه "Podium" به فارسی

تریبون, پا, بنلاد بهترین ترجمه های "Podium" به فارسی هستند.

Podium

ترجمه خودکار " Podium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"Podium" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Podium در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

ترجمه با املای جایگزین

podium verb noun دستور زبان

A platform on which to stand, as when conducting an orchestra or preaching at a pulpit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تریبون

    Scott were not seated immediately behind the podium and speaking at one of these sessions.

    اسکات در صندلیهای پشت تریبون ننشسته و در یکی از این جلسلت سخنرانی نکرده اند.

  • پا

    noun

    those power merchants might have seen his grinning, burning face as some cause for alarm and fled from the podium.

    چون اگر آنها نیشخند و قیافهی جهنمی او را میدیدند، تریبون را رها کرده و پا به فرار میگذاشتند.

  • بنلاد

  • ترجمه های کمتر

    • پایچه
    • پایک
    • منبر
    • منقار
    • (جانور شناسی) دست
    • اندام پا مانند
    • تختگاه (dais هم می گویند)
    • جعبه صابون
    • دیوار کوتاه
    • زیر تندیس
    • سکو (به ویژه سکو که رهبر ارکستر روی آن قرار می گیرد)
    • میز خطابه (lectern هم می گویند)
    • نیمکت تو دیواری
    • پا مانند
    • پا واره
    • پا واره [monopodium]
    • پسوند (اسم ساز): پا
    • کرسی خطابه

تصاویر با "Podium"

اضافه کردن

ترجمه های "Podium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه