ترجمه "Port" به فارسی

بندر, بندر, بندرگاه بهترین ترجمه های "Port" به فارسی هستند.

Port
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بندر

    noun

    I thought you'd just get to Port Royal and board a ship and never look back.

    فکر کردم به بندر سلطنتي رفتي و سوار کشتي شدي و ديگه پشت سرت رو نگاه نکردي.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Port " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

port adjective verb noun دستور زبان

(telephony) To carry or transfer an existing telephone number from one telephone service provider to another.Ferrarama 21:06, 8 November 2010 (UTC) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بندر

    noun

    dock or harbour [..]

    Nash, I have a source at the port authority.

    نش ، من يه منبع اطلاعاتي توي بندر دارم.

  • بندرگاه

    noun

    dock or harbour

    You smuggle drugs, I let you use my port.

    تو مواد مخدر قاچاق ميکني ، و من ميزارم براي اينکار از بندرگاه ام استفاده کني.

  • درگاه

    noun

    communications endpoint in a computer's host operating system [..]

    But once you're fitted with a port, I'll have direct access to them.

    ولي وقتي که با يه درگاه تعديل بشي ، مستقيماً بهشون دسترسي پيدا مي کنم.

  • ترجمه های کمتر

    • دریچه
    • لنگرگاه
    • درب
    • بردن
    • سمت چپ
    • هیئت
    • langargâh
    • دررو
    • پرتغالی
    • مدخل
    • قواره
    • شمایل
    • (اسکاتلند) دروازه ی شهر
    • (تفنگ یا شمشیر) حمایل نگه داشتن
    • (در سیلندر موتور و غیره) سوپاپ
    • (شراب قرمز و شیرین) پرت
    • (مهجور) حمل کردن
    • (کامپیوتر) درگاه
    • (کشتی را) به طرف چپ راندن
    • (کشتی و هواپیما و غیره) طرف چپ
    • shrab prt
    • در سمت چپ
    • رجوع شود به airport
    • رجوع شود به port of call
    • رجوع شود به port of entry
    • رجوع شود به porthole
    • سر ووضع
    • سمت چپ (در برابر: سمت راست starboard)
    • سکان را به چپ چرخاندن
    • طرز راه رفتن یا ایستادن
    • طرز قرارگیری سلاح پیش فنگ شده
    • وابسته به سمت چپ
    • پورت کت
    • پیش فنگ کردن
    • کشتی گاه
    • کشور پرتغال
PORT proper

Abbreviation of [i]Public Order Response Team[/i].

+ اضافه کردن

"PORT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PORT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Port"

عباراتی شبیه به "Port" با ترجمه به فارسی

  • پورت مورسبی
  • (بندرگاه دائم کشتی که برای تعمیر یا استراحت سرنشینان به آن می رود) بندر اصلی · (بندرگاهی که کشتی های کهنه را در آن انبار می کنند) بازنشستگاه کشتی · خان بندر
  • shrab prt · شراب پرت · شرابهای تقویتشده · شريها · مشروبات تقويتشده
  • شهر پرت الیزابت (در جنوب جمهوری افریقای جنوبی) · پورت الیزابت
  • هزینههای بندری
  • بندر آزاد
  • در ماشین رو · در کالسکه رو · دروازه · سایبان ورودی · سقف آستانه
  • درگاهی نمودن
اضافه کردن

ترجمه های "Port" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه