ترجمه "Prepare" به فارسی

فراهم کردن, ساختن, روان کردن بهترین ترجمه های "Prepare" به فارسی هستند.

Prepare

A menu item with options that can be applied to a file before it is shared with others (e.g. 'Mark as Final' or 'Add a Digital Signature').

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فراهم کردن

    Verb

    Having thus prepared all things as well as I was able.

    پس از آنکه بدینسان همه ساز و برگ راه را تا آنجا که میتوانستم فراهم کردم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Prepare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

prepare verb noun دستور زبان

(transitive) To make ready for a specific future purpose. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساختن

    verb

    Most important of all was the preparation of his bed and thesleeping porch.

    از همه مهمتر، آماده ساختن بسترش و بهار خواب سر پوشیده بود.

  • روان کردن

    verb
  • مستعد کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • آراستن
    • پختن
    • آمادن
    • بسیجیدن
    • کارساختن
    • (طبق فرمول یا نقشه) ترکیب کردن
    • آماده کردن یا شدن
    • تدارک دیدن
    • تربیت کردن
    • تهیه کردن
    • تیار کردن
    • تیمار کردن
    • حاضر کردن
    • حاضر کردن یا شدن
    • دارای آمادگی کردن (فکرا یا روحا)
    • درست کردن
    • سازمند کردن
    • سامان دادن
    • عادت دادن
    • مهیا کردن
    • مهیا کردن یا شدن
    • پذیرا کردن
    • پیش فراهم کردن

عباراتی شبیه به "Prepare" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Prepare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه