ترجمه "Prissy" به فارسی

یاسم, (عامیانه) پر ادا و اطوار, بهانه گیر بهترین ترجمه های "Prissy" به فارسی هستند.

Prissy proper

A diminutive of the female given name Priscilla. [..]

ترجمه خودکار " Prissy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"Prissy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prissy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

ترجمه با املای جایگزین

prissy adjective noun دستور زبان

excessively prim, proper, particular or fussy [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یاسم

    adjective
  • (عامیانه) پر ادا و اطوار

  • بهانه گیر

  • ترجمه های کمتر

    • خیلی محتاط
    • دیر خشنود
اضافه کردن

ترجمه های "Prissy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه