ترجمه "Probe" به فارسی
تحقیق, کندو کاو، جستجو, جستجو بهترین ترجمه های "Probe" به فارسی هستند.
Probe
proper
a model of Ford automobile [..]
-
تحقیق
nounTelecom ministry has ordered a probe on other telecom companies too.
وزیر ارتباطات دستور داد راجع به بقیه شرکت های تلفن نیز تحقیق انجام بشه
-
کندو کاو، جستجو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Probe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
probe
verb
noun
دستور زبان
(surgery) Any of various medical instruments used to explore wounds, organs etc. [from 15th c.] [..]
-
جستجو
noun -
بررسی
Into the sources of my energy of will I dared not probe.
در مورد منبع اصلی نیروی ارادهام جرأت بررسی نداشتم.
-
کاوش
Gania had begun to frown, and probably Varia added this last sentence in order to probe his thought.
قیافه گانیا اندکی تیره شد شاید منظور با رب از تهیه این مقدمات کاوش افکار حقیقی خواهش بود
-
ترجمه های کمتر
- پروب
- تحقیق
- نیشتر
- ته و توی چیزی را در آوردن
- فروپژوهی
- وارسی
- سوند
- فراجویی
- قاشقک
- سیخ
- میل
- (اکتشاف جغرافیایی یا فضایی و غیره) فرا پژوهی
- (با دقت زیاد) بررسی کردن
- (با میله) معاینه
- (برای معاینه ی زخم و غیره) میله
- (زخم وحفره و غیره را با میله و غیره) کاوش کردن
- (هر چیزی که برای سنجش در چیز دیگر فرو می کنند مانند الکترود یا لوله ی پیتوت) ردیاب
- درون سنج
- سفینه ی یابشگر
- فروپژوهی کردن
- فضانا و پژوهشی
- مته زنی
- معاینه کردن
- میله زنی
- نمونه بردار
- وارسی کردن
- کند و کاو
- کند و کاو کردن
- گمانه زنی
- یاب جویی
- یاب جویی کردن
- یابشگری کردن
عباراتی شبیه به "Probe" با ترجمه به فارسی
-
تفحص · کاوش
-
بررسی علایق
-
پروبهاي آر.ان.آ · پروبهاي دي.ان.آ · پروبهاي ژنتيكي · پروبهای هستهای
-
کاوشگر فضایی
-
پروبهاي آر.ان.آ · پروبهاي دي.ان.آ · پروبهاي ژنتيكي · پروبهای هستهای
-
پروبهاي آر.ان.آ · پروبهاي دي.ان.آ · پروبهاي ژنتيكي · پروبهای هستهای
-
پروبهاي آر.ان.آ · پروبهاي دي.ان.آ · پروبهاي ژنتيكي · پروبهای هستهای
-
تفحص · کاوش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن