ترجمه "Pussy" به فارسی
کس, پیشی, گربه بهترین ترجمه های "Pussy" به فارسی هستند.
pussy
adjective
noun
دستور زبان
(medicine) Containing pus. [..]
-
کس
noun feminineslang: female genitalia
-
پیشی
nouninformal: affectionate term for a cat
-
گربه
noun
-
ترجمه های کمتر
- دخترک
- چرک
- ریمی
- شوخگین
- مهبل
- پژاگن
- چرکدار
- کوس
- گایش
- چرکی
- چاک
- ناز
- (زننده) جماع
- (زننده) زن
- (زننده) کس
- (عامیانه) رجوع شود به catkin
- دارای یا مانند چرک
- پر چخ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pussy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Pussy"
عباراتی شبیه به "Pussy" با ترجمه به فارسی
-
آبت رو داخل کصم بریز
-
کس خوری
-
(محلی) رجوع شود به skunk
-
(گیاه شناسی) درخت بید مشک (Salix discolor) · بیدمشک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن