ترجمه "Quay" به فارسی
اسکله, اسکله, بارانداز (معمولا از بتون یا سنگ) بهترین ترجمه های "Quay" به فارسی هستند.
Quay
-
اسکله
The grandee's well known mansion on the English Quay glittered with innumerable lights.
خانه مشهور این درباری در اسکله انگلیسی با نور چراغهای بیشماری روشن شده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Quay " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
quay
verb
noun
دستور زبان
(nautical) A stone or concrete structure on navigable water used for loading and unloading vessels; a wharf. [..]
-
اسکله
nounAll at once he took off his hat and placed it on the edge of the quay.
ناگهان ژاور کلاهش را برداشت و روی کناره اسکله گذاشت.
-
بارانداز (معمولا از بتون یا سنگ)
-
دیوار ساحلی
nounThe boat began docking at its quay.
قایق، ه دیوار ساحلی رودخانه آرام آرام نزدیک شد.
عباراتی شبیه به "Quay" با ترجمه به فارسی
-
تحویل کالا روی اسکله دربندرمقصد
-
تحویل کالا روی اسکله دربندرمقصد
-
(پاریس) خیابانی که وزارت خارجه ی فرانسه در آن قرار دارد · وزارت امور خارجه ی فرانسه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن