ترجمه "Queen" به فارسی

کوئین, شهبانو, ملکه بهترین ترجمه های "Queen" به فارسی هستند.

Queen proper

A title given to queens. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوئین

    Queen (band)

    He's got Queen's lead singer in his family room.

    الان خاکستر خواننده اصلی کوئین تو اتاق خونوادگیشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Queen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

queen verb noun دستور زبان

A female monarch. Example: Queen Victoria [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهبانو

    noun

    wife of a king [..]

    23 Now this was done in the presence of the queen and many of the servants.

    ۲۳ اینک این در پیشگاه شهبانو و بسیاری از خدمتگزاران انجام شد.

  • ملکه

    noun

    female monarch

    I remember that I met the queen.

    به خاطر می آورم که ملکه را ملاقات کردم.

  • فرزین

    noun

    chess piece

  • ترجمه های کمتر

    • وزیر
    • بیبی
    • دسته
    • ساحره
    • شاهنگ
    • زبده
    • فرزی
    • سرآمد
    • پری
    • سیگار
    • جن
    • (به عنوان ملکه) حکومت کردن
    • (خودمانی -تحقیرآمیز) کونی
    • (شطرنج) وزیر
    • (شطرنج) پیاده را تبدیل به وزیر کردن 0
    • (مجازی و در برخی مسابقات) نفر اول
    • (ورق بازی) بی بی
    • به عنوان ملکه برگزیدن
    • حکمران مونث
    • زن پادشاه
    • ملکه شدن
    • ملکه ی زنبورها (queen bee هم می گویند)
    • هم جنس باز (به ویژه با خصوصیات زنانه)

تصاویر با "Queen"

عباراتی شبیه به "Queen" با ترجمه به فارسی

  • (خودمانی) مرد همجنس باز که لباس زنانه می پوشد · زنپوش
  • (دختر) ملکه ی جشن ماه مه
  • یکی از لقب های ملکه الیزابت اول (رجوع شود به Elizabeth)
  • ملکه · ملکه (که بر کشوری حکمرانی می کند)
  • (بیوه ی پادشاه پیشین و مادر شاه فعلی) ملکه ی مادر · شه مادر
  • رجوع شود به wild carrot
  • ماری ملکه ی اسکاتلند
  • یکجورسیب
اضافه کردن

ترجمه های "Queen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه