ترجمه "Radio" به فارسی
رادیو, راديو, رادیو بهترین ترجمه های "Radio" به فارسی هستند.
Radio (film)
-
رادیو
nounHe likes to listen in to the radio.
او دوست دارد رادیو گوش کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Radio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(uncountable) The technology that allows for the transmission of sound or other signals by modulation of electromagnetic waves. [..]
-
راديو
nounreceiver [..]
She was all the time screaming, even talking to the radio.
هميشه در حال جيغ کشيدنه ؛ حتي گاهي اوقات با راديو صحبت ميکنه.
-
رادیو
nountechnology [..]
He likes to listen in to the radio.
او دوست دارد رادیو گوش کند.
-
رادیویی
Each demon's soul is like a radio station, transmitting on an individual frequency.
روح هر شیطانی درست مثل یه ایستگاه رادیویی می مو نه که یک فرکانس اختصاصی ارسال می کنن.
-
ترجمه های کمتر
- سخنپراکنی
- فرستادن
- (با رادیو) مخابره کردن
- سخنپراکنی رادیویی
- میزان کننده
- وابسته به امواج رادیویی (بین 01 کیلو هرتز و 000003 مگا هرتز)
تصاویر با "Radio"
عباراتی شبیه به "Radio" با ترجمه به فارسی
-
رادیوی ماهوارهای
-
رادیوی ساعت دار (که می توان روشن و خاموش شدن آنرا با ساعت تنظیم کرد)
-
موج رادیو · موج رادیویی
-
آر اف آی دی · سامانه بازشناسی با امواج رادیویی
-
(کهکشانی که امواج رادیویی قوی تر از حد معمول ساطع می کند) کهکشان رخش افکن · کهکشان پرتوزا
-
میزان کننده · گیرنده رادیو
-
رادیو ماریجا
-
سخنپراکنی (رادیو)