ترجمه "Rasp" به فارسی

سوهان, خراشاندن, ساییدن بهترین ترجمه های "Rasp" به فارسی هستند.

rasp verb noun دستور زبان

A coarse file (tool) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوهان

    noun

    Martin nodded, but felt a rasp of irritation.

    مارتین سرش را تکان داد اما احساس کرد کسی به روحش سوهان میکشد.

  • خراشاندن

  • ساییدن

    Verb
  • ترجمه های کمتر

    • (گوش یا اعصاب و غیره) آزردن
    • با صدای گوشخراش گفتن
    • خرت خرت
    • خرت خرت کردن
    • سوهان دانه دار
    • سوهان زدن
    • سوهان چوب
    • صدای خشن درآوردن
    • صدای خشن و گوشخراش (مثل صدای سوهان)
    • قارت قارت
    • قر قر
    • چوب ساب (به سوهان معمولی که شیارهای موازی دارد می گویند: file)
    • چوب سای
    • چوب سایی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Rasp " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Rasp"

اضافه کردن

ترجمه های "Rasp" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه