ترجمه "Red tape" به فارسی

کاغذ بازی, کاغذبازی, ترتیب اداری بهترین ترجمه های "Red tape" به فارسی هستند.

Red tape
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاغذ بازی

  • کاغذبازی

    his honesty, and with his self confidence had made his career, was his contempt for red tape, his cutting down of correspondence,

    پاکدامنی و اعتماد به نفس، شخصیت او را میساخت، نفرتش از کاغذبازی،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Red tape " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

red tape noun دستور زبان

(idiomatic) A derisive term for regulations or bureaucratic procedures that are considered excessive or excessively time- and effort-consuming. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترتیب اداری

  • تشریفات زائد

    noun
  • روال کار اداری

  • ترجمه های کمتر

    • سلسله مراتب
    • قرطاس بازی
    • کاغذ بازی
    • کاغذبازی

تصاویر با "Red tape"

اضافه کردن

ترجمه های "Red tape" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه