ترجمه "Request" به فارسی

درخواست کردن, درخواست, درخواست کردن بهترین ترجمه های "Request" به فارسی هستند.

Request
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخواست کردن

    And Wald's widow requested that they be listed next to each other.

    و همسر والد درخواست کرد که اسم آنها کنار هم باشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Request " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

request verb noun دستور زبان

Act of requesting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخواست

    noun

    act of requesting

    You knew who I was when you requested the meeting.

    وقتي درخواست ملاقات مي کردين ، ميدونستين من کيم.

  • درخواست کردن

    verb

    to express the need or desire for

    And Wald's widow requested that they be listed next to each other.

    و همسر والد درخواست کرد که اسم آنها کنار هم باشد.

  • طلب کردن

    verb

    to express the need or desire for

    Either that or he's prepared to request a raise in his wages.

    یا همینطوره ، یا اینکه پول بیشتری طلب کرده

  • ترجمه های کمتر

    • تقاضا
    • درخواستن
    • خواهش
    • تقاضا کردن
    • پرخواستار
    • پرخواهان
    • تظلم
    • عریضه
    • دادخواست
    • (با: in) مورد درخواست
    • (معمولا قبل از that یا مصدر)
    • خواستار شدن
    • خواهان شدن
    • خواهش کردن
    • دعوت کردن
    • رو انداختن

تصاویر با "Request"

عباراتی شبیه به "Request" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Request" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه