ترجمه "Rework" به فارسی

بازکاری؛ کار مجدد, کار مجدد, واگذارکردن بهترین ترجمه های "Rework" به فارسی هستند.

Rework
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازکاری؛ کار مجدد

  • کار مجدد

    Rework of the user interface, improved selection window, speed optimization, rotation, bug fixes

    کار مجدد واسط کاربر‍‍ ، پنجرۀ گزینش بهبودیافته ، بهینه‌سازی سرعت ، چرخش ، رفع اشکالها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Rework " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

rework verb noun دستور زبان

The act of redoing, correcting, or rebuilding. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واگذارکردن

    verb
  • بازنویسی کردن

  • برای کاربرد مجدد آماده کردن

  • ترجمه های کمتر

    • دوباره انجام دادن
    • دوباره روی متن کار کردن
    • دوباره ساختن
    • دوباره ورزیدن

عباراتی شبیه به "Rework" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Rework" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه