ترجمه "Rhyme" به فارسی
قافیه, شعر, شعر گفتن بهترین ترجمه های "Rhyme" به فارسی هستند.
rhyme
verb
noun
دستور زبان
(transitive, followed by with ) Of a word, to be pronounced identically with another from the vowel in its stressed syllable to the end. [..]
-
قافیه
nounrepetition of similar sounds in language
Knowing from past nights that rhymes draw his attention.
از تجربه شبهای قبل فهمیدهام که جملههای قافیه دار و آهنگین توجهش را جلب میکنند.
-
شعر
nounSeveral children saw the funny side of the rhyme and laughed.
چند تا از بچهها متوجه وزن خندهدار شعر شدند و با صدای بلند خندیدند.
-
شعر گفتن
verbAnd if we were all to talk in rhyme, even though it were decreed by government
هر گاه ما به فرض آنکه به دستور استاد ناگزیر به شعر گفتن شویم
-
ترجمه های کمتر
- سجع
- پساوند
- نظم
- شعر (قافیه دار)
- قافیه دار کردن
- قافیه ساختن
- قافیه پردازی کردن
- هم قافیه بودن یا شدن
- هم قافیه شدن
- هم پساوند
- هم پساوند شدن (rime هم می نویسند)
- واژه ی هم قافیه (با واژه ی دیگر)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Rhyme " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Rhyme" با ترجمه به فارسی
-
(شعر) قافیه ی کامل (مانند: take و make) · رجوع شود به rime riche
-
توافق صدا · هم آهنگی · هم صدایی
-
(ادبیات انگلیس - شعر هفت سطری با این قافیه : ababbcc) شعر شاهانه
-
شعر بچه · شعر کودکانه
-
قافیه ی ناقص · قافیه ی کج (مثلا lid و lad یا wait و made)
-
رجوع شود به rime riche
-
هم صدایی
-
(شعر) قافیه (در پایان دو یا چند سطر شعر)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن