ترجمه "Road" به فارسی

جاده, راه, جاده بهترین ترجمه های "Road" به فارسی هستند.

Road
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جاده

    noun

    Glasswork came from Persia by way of the Silk Road.

    شیشه از طریق جاده ابریشم از پارس وارد شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Road " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

road adjective noun دستور زبان

A way used for travelling between places, usually surfaced with asphalt or concrete. Modern roads, both rural and urban, are designed to accommodate many vehicles travelling in both directions. [from 16th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راه

    noun

    a way for travel [..]

    All roads lead to Rome.

    تمام راهها به رم ختم می شود.

  • جاده

    noun

    a way for travel

    The two roads cross there.

    دو جاده از آنجا عبور می کند.

  • صراط

    noun

    a way for travel

  • ترجمه های کمتر

    • طریقه
    • خط
    • khiåbån
    • råh
    • خیابان
    • مسیر
    • طریق
    • شوسه
    • ره
    • معبر
    • وسیله
    • شیوه
    • طریقت
    • (مجازی) دستیابی
    • (مخفف) رجوع شود به rail road
    • (معمولا جمع) رجوع شود به roadstead
    • (معمولا در خارج از شهر) خیابان
    • به جاده
    • جریان معمولی
    • خط سیر
    • راه آهن
    • راه طریق
    • رجوع شود به roadway

تصاویر با "Road"

عباراتی شبیه به "Road" با ترجمه به فارسی

  • (سابقا) مسیر چابک سواران حامل پست · جاده پستی
  • خط کشی معابر
  • کمربندی · گذرگاه
  • خوک جاده · راننده ی از خود راضی (که خیال می کند راه متعلق به اوست) · راننده ی خوک مانند
  • راهنما · نقشه راهها · نقشه ی راه ها
  • شبكه راهي
  • شاهراه
اضافه کردن

ترجمه های "Road" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه