ترجمه "Rom" به فارسی

کولی, رومانی, رومی بهترین ترجمه های "Rom" به فارسی هستند.

Rom adjective noun proper دستور زبان

A male member of the Romani people, who is married and considered respectable amongst the family. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کولی

    noun

    a member of the Romani people

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Rom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ROM noun proper دستور زبان

Acronym of [i]Read-only memory[/i]. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رومانی

    proper
  • رومی

    adjective noun
  • (تراشه یا حافظه ی کامپیوتر که می توان آن را خواند ولی نمی توان آن را تغییر داد) رام

  • ترجمه های کمتر

    • (زبان) رومانس
    • اهل رومانی

تصاویر با "Rom"

عباراتی شبیه به "Rom" با ترجمه به فارسی

  • .دیراذگبرتویپماک لخاد دیناوتیم هک یکسید( مار ید یس مه و امش رتویپماک طسوت تسا ندناوخ لباق مه).دییامن یپک نا یور دیناوتیم
  • دیسک نوری · سی دی رام · مخفف : (دستگاه های گرام و صوت) دیسک فشرده که می توان داده های کامپیوتری را در آن انبار و برداشت کرد
اضافه کردن

ترجمه های "Rom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه