ترجمه "Rote" به فارسی

کار سطحی, عادت, حافظه بهترین ترجمه های "Rote" به فارسی هستند.

Rote
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کار سطحی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Rote " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

rote adjective verb noun دستور زبان

(rare) The roar of the surf; the sound of waves breaking on the shore. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عادت

    noun

    Millions of people utter its words by rote every day, perhaps often during the day.

    میلیونها نفر روزانه و حتی چندین بار در روز از روی عادت این دعا را تکرار میکنند.

  • حافظه

    noun
  • طوطیواری

    process of committing to memory

  • ترجمه های کمتر

    • (انجام دادن هرکار بدون تفکر و صرفا از روی عادت) بی فکرانه
    • (نوعی ساز زهی قرون وسطی شبیه سنتور) روت
    • خیزاب آوا
    • صدای خوردن امواج به ساحل
    • صدای موج
    • طوطی وار

عباراتی شبیه به "Rote" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Rote" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه