ترجمه "Ruff" به فارسی
یال, هاپ, طوقی بهترین ترجمه های "Ruff" به فارسی هستند.
ruff
adjective
verb
noun
interjection
دستور زبان
A male of the species Philomachus pugnax, a highly gregarious, medium-sized wading bird of Eurasia; the female is a reeve. [..]
-
یال
I put a hand to his dense ruff
یک دستم را روی یال انبوه او گذاشتم
-
هاپ
ruff. ruff, ruff, ruff. and theres a tornado
هاپ ، هاپ و يک طوفان
-
طوقی
-
ترجمه های کمتر
- (بازی های با ورق) خال آتو بازی کردن (رجوع شود به trump)
- (جانور شناسی) پرچ خال دار (ماهی کوچک آب شیرین به نام Acerina cernua - بومی اروپا - ruffe هم می نویسند)
- (جانورشناسی) یلوه ی طوق دار (Philomachus pugnax)
- (حلقه ای از پر یا پشم با رنگ یا طول متفاوت که بر گردن جاندار روییده است)طوق
- (سده های 61 و 71 - مردانه و زنانه) یقه ی چین دار
- آبچلیک شکیل
- ناهموار کردن
- پر چنبر
- پشم چنبر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ruff " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Ruff"
عباراتی شبیه به "Ruff" با ترجمه به فارسی
-
روف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن