ترجمه "SHARE" به فارسی
هم رسان, سهم, بهره بهترین ترجمه های "SHARE" به فارسی هستند.
SHARE
-
هم رسان
به اشتراک گذاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " SHARE " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
share
verb
noun
دستور زبان
A part of something. [..]
-
سهم
nounsingle unit of ownership in a corporation, mutual fund, or any other organization [..]
I was given a minor share of my father's wealth.
به من سهم کوچکی از ثروت پدرم داده شد.
-
بهره
nounIt is a wonder you share the same blood as Hercules.
جاي تعجب است که از همان. خون هرکول بهره مندي
-
قسمت
nounAs it was, all hands were to share.
ما باید آن را میان خود قسمت بکنیم!
-
ترجمه های کمتر
- بخش
- بهر
- قطعه
- نصیب
- حصه
- دانگ
- نقش
- برخ
- برخه
- پرمه
- بون
- بخشه
- رل
- لخت
- (دستگاه شخم و غیره) تیغه
- اشتراک گذاری
- امانت پستی
- انباز بودن
- بخش کردن
- بسته
- بهره داشتن
- تقسیم کردن
- حصه کردن
- در صد
- در میان گذاشتن
- سهم شرکت یا کارخانه
- سهیم بودن
- سهیم بودن در
- شرکت کردن
- شریک بودن
- شریک شدن
- قسمت بردن
- قسمت کردن
- لبه ی خیش (plowshare هم می گویند)
- مشترکا استفاده کردن (از چیزی)
- هم بهره بودن
- هم سود بودن
- گاو آهن
Share
-
سهم
nounI was given a minor share of my father's wealth.
به من سهم کوچکی از ثروت پدرم داده شد.
-
همرسان
هم رسان در اغت به معنی به اشتراک گذاری است
-
سهم- تسهیم کردن
تصاویر با "SHARE"
عباراتی شبیه به "SHARE" با ترجمه به فارسی
-
شرکت سهامی با مسئولیت محدود
-
سهام سرمایه تماماً پرداخت شده
-
سهام سرمایه
-
سرمايه اسمى · سرمایه سهمی
-
شركت محدود به سرمايه ها
-
برنامه اشتراک گذاری پرونده
-
اکثریت سهام را در اختیار نگه داشتن- شرکت سهامی خاص
-
تملک سهام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن