ترجمه "SLAM" به فارسی
سرزنش, نکوهش, (خودمانی) رجوع شود به slammer بهترین ترجمه های "SLAM" به فارسی هستند.
slam
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) A type of card game, also called ruff and honours. [..]
-
سرزنش
noun -
نکوهش
-
(خودمانی) رجوع شود به slammer
-
ترجمه های کمتر
- (شدید) انتقاد
- (شدیدا) مورد مواخذه قراردادن
- (محکم و با صدا) بستن
- (محکم و معمولا با صدای چرخ ها) ترمز گرفتن
- بستن (باصدا)
- سرزنش کردن
- صدای ضربه یا بسته شدن در و غیره
- ضربه ی محکم
- محکم زدن
- محکم قرار دادن
- محکم پراندن
- مورد انتقاد قراردادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " SLAM " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "SLAM" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) · با صدای بلند · بی محابا · بی پروا · ناگهان و سریع · پر شور و شر
-
(بسکتبال) · توپ را محکم در حلقه فروبردن · چپاندن توپ در حلقه
-
رویکرد ورود مرحله ای
-
(آمریکا - بیس بال) زدن ((هومران)) در حالی که همه ی بیس ها پر هستند (grand-slammer هم می گویند) · (در بازی بریج)دست برنده · (ورزش) · بردن همه ی مراحل مسابقه · توفیق عظیم · شلم بزرگ · قهرمان کل شدن · موفقیت کامل · پیروزی عظیم
-
(بازی بریج) بردن همه ی دست ها سوای یکی
-
اسلمپ دانک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن