ترجمه "SOAP" به فارسی

پروتکل دسترسی آسان به اشیاء, صابون, (خودمانی) رجوع شود به soaper( soap opera هم می گویند) بهترین ترجمه های "SOAP" به فارسی هستند.

SOAP Acronym

Acronym of [i]Simple Object Access Protocol[/i]. (A standard Internet protocol for exchanging structured information in a distributed environment.) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پروتکل دسترسی آسان به اشیاء

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " SOAP " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

soap verb noun دستور زبان

(uncountable) A substance able to mix with both oil and water, used for cleaning, often in the form of a solid bar or in liquid form, derived from fats or made synthetically. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صابون

    noun

    substance [..]

    You're always torturing these wretched brats with soap.

    تو پدر این بچهها را با این صابون کشیدنهایت درآوردهای.

  • (خودمانی) رجوع شود به soaper( soap opera هم می گویند)

  • (عامیانه) تعریف غلو آمیز کردن

  • ترجمه های کمتر

    • شیره مالی کردن
    • صابون زدن یا مالیدن

تصاویر با "SOAP"

عباراتی شبیه به "SOAP" با ترجمه به فارسی

  • صابون کاستیل (صابون ملایم و سفت دارای روغن زیتون و هیدروکسید سدیم)
  • صابونها
  • صابون شُغاری
  • حباب صابون · هر چیز توخالی و زود گذر · کف صابون
  • (امریکا- عامیانه - رادیو و تلویزیون) نمایش پر احساسات و پر تصنع و باور نکردنی · اپرای صابون · اپرای صابونی · سریال عامهپسند، اپرای صابون، اپرای صابونی، نمایش صابونی · نمایش صابونی
  • به صابون احتیاج دارم
  • روغن چرم · واکس چرم
  • (عامیانه) چاپلوسی کردن · زبان چرب و نرم به کار بردن
اضافه کردن

ترجمه های "SOAP" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه