ترجمه "SOCKS" به فارسی
جوراب ترجمه "SOCKS" به فارسی است.
socks
verb
noun
Plural form of sock. [..]
-
جوراب
nountooth pastes, socks,tires, cameras, instantaneous hot water heaters
خمیر دندان، جوراب، تایر، دوربین عکاسی، آبگرم کن فوری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " SOCKS " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "SOCKS"
عباراتی شبیه به "SOCKS" با ترجمه به فارسی
-
جوراب بی پاشنه (صاف و استوانه ای) · جوراب لوله وار
-
درست
-
رجوع شود به high-hat
-
(تئاتر یونان و روم باستان) کفش سبک · (جمع آن : socks یا sox) جوراب کوتاه · (خودمانی) · الهه ی الهامگر کمدی · تصادف کردن · جوراب · جوراب پوشیدن · درست · درست و حسابی · رجوع شود به windsock · زدن · زدن (به ویژه با مشت) · سرراست · شادمایش · ضربت زدن · ضربه · مشت · کمدی
-
جوراب ساق کوتاه · جوراب کوتاه دخترانه
-
او فقط جوراب پاش بود
-
درست
-
بدون کفش (در فصل یکصد و هشتم موبی دیک هرمان ملویل هنگام سفارش ساخت انسان کامل به نجار تا آهنگر بسازد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن