ترجمه "Saturn" به فارسی

کیوان, زحل, ساتورن بهترین ترجمه های "Saturn" به فارسی هستند.

Saturn proper noun دستور زبان

(Roman mythology) The god of fertility and agriculture, equivalent to the Greek Kronos. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیوان

    noun proper

    planet [..]

  • زحل

    proper

    planet [..]

    That is, almost everybody sees the planet Saturn.

    یعنی، تقریبا همه سیاره زحل را می بینند.

  • ساتورن

    god

    Do you drive a Saturn, ma'am?

    تو يه ساتورن مي روني ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Saturn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

saturn
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زحل

    noun

    the moons of saturn and jupiter. theyre not here

    ماه هاي زحل و مشتري گم شده

  • کیوان

    noun proper
  • (اسطوره ی روم) ساتورن (خدای کشاورزی که یونانی ها به او Cronus می گفتند)

  • ترجمه های کمتر

    • (نجوم) کیوان
    • (کیمیا) سرب

تصاویر با "Saturn"

عباراتی شبیه به "Saturn" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Saturn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه