ترجمه "Scissors" به فارسی
قیچی, (با فعل مفرد - در پرش و حرکات ژیمناستیک) حرکت قیچی وار پاها, رجوع شود به scissors hold بهترین ترجمه های "Scissors" به فارسی هستند.
A tool that lets you split a Bezier or B-Spline path at a particular location.
ترجمه خودکار " Scissors " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
"Scissors" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Scissors در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
ترجمه با املای جایگزین
(plural only; not used in singular form) A type of tool used for cutting thin material, consisting of two crossing blades attached at a pivot point in such a way that the blades slide across each other when the handles are closed; the tool is operated by one hand by putting the thumb and a finger or fingers through holes at the ends of the blades that are opposite to the cutting edges. [..]
-
قیچی
nountool used for cutting [..]
I need a pair of scissors to cut this paper.
برای بریدن این کاغذ به یک قیچی دو پاره ای احتیاج دارم.
-
(با فعل مفرد - در پرش و حرکات ژیمناستیک) حرکت قیچی وار پاها
-
رجوع شود به scissors hold
-
ترجمه های کمتر
- قيچی
- قیچی (a pair of scissors هم می گویند)
- لا
- مقراض
تصاویر با "Scissors"
عباراتی شبیه به "Scissors" با ترجمه به فارسی
-
با قیچی بریدن · برن · قیچی · قیچی کردن
-
(به ویژه در شنای پهلو) حرکت قیچی وار پاها · لگد قیچی
-
(کشتی - با پاها حریف را) قفل کردن · پاپیچ کردن
-
قیچی آیریس
-
قیچی
-
سنگ-کاغذ-قیچی
-
برش · تالیف بوسیله گرداوردن برش های گوناگون از کتابهاومانندان
-
(اثر هنری یا ادبی) تقلیدی · اقتباسی · دزدیده شده (از منابع مختلف)