ترجمه "Secret" به فارسی

سری- محرمانه, راز, سر بهترین ترجمه های "Secret" به فارسی هستند.

Secret
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سری- محرمانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Secret " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

secret adjective verb noun دستور زبان

Knowledge that is hidden and intended to be kept hidden. [from later 14th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راز

    noun

    knowledge that is hidden

    Women can keep a secret when they don't know it is one.

    خانمها میتوانند هر رازی را نگه دارند، به شرطی که ندانند یک راز است.

  • سر

    noun

    knowledge that is hidden

    And if ever you should love, never let your secret escape you!

    اگر احیا نا کسی را دوست داشتید، این سر را نزد خود نگاه دارید!

  • مخفی

    adjective

    being or kept hidden.

    He made up his mind to keep his plan secret.

    تصمیم گرفت نقشهاش را مخفی نگه دارد.

  • ترجمه های کمتر

    • پنهانی
    • نهانی
    • سکرت
    • پنهان
    • نهان
    • محرمانه
    • سری
    • رمز
    • مرموز
    • نهفت
    • اسرارآمیز
    • درونی
    • پوشیده
    • خلوت
    • ناشناخته
    • معما
    • نامعلوم
    • رازین
    • ناهویدا
    • چیستان
    • مکنون
    • ناآشکار
    • لغز
    • نادانسته
    • صنعت
    • خارج از فهم بشر
    • دور از دسترس
    • دور افتاده
    • راز کیمیاگری
    • مخفی کار (کسی که کارهای خود را مخفی نگه می دارد)
    • نهان ساز
    • نهان کار
    • نهفته

عباراتی شبیه به "Secret" با ترجمه به فارسی

  • اغماض
  • (اداره یا سازمان) بازرسی نهانی · (امریکا - S و S بزرگ) اداره ی بازرسی وزارت دارایی (که کار آن مبارزه با جاعلان اسکناس وحفظ جان رییس جمهور و غیره است)
  • رازهای مخوف، سفید نماد دهشت است.
  • برنامه نویسی · رمز نویسی · رمزگذاری
  • راز آشکار · سر افشا شده
  • رأی مخفی · رای مخفی
  • پلیس مخفی
  • اختفا کردن · تراوش کردن · تراویدن · ترشح کردن · مخفی نگه داشتن · نهان داشتن · نهفتن · پنهان کردن
اضافه کردن

ترجمه های "Secret" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه