ترجمه "Secretary" به فارسی
منشی اداره, سکرتر, منشی بهترین ترجمه های "Secretary" به فارسی هستند.
Secretary
proper
A town in Maryland.
-
منشی اداره
The department secretary is 90.
منشی اداره 90 سالشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Secretary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
secretary
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) Someone entrusted with a secret. [..]
-
سکرتر
person keeping records and handling clerical work
-
منشی
nounoccupation
Please, you have to understand, I lost my secretary.
خواهش میکنم ، باید منو درک کنید ، منشی م رو از دست دادم.
-
کاتب
person keeping records and handling clerical work
I, the secretary and friend of Cromwell I know you now, both you and your companions.
منم کاتب و دوست کروم ویل، من شما را و رفقای شما را شناختم.
-
ترجمه های کمتر
- دفتردار
- محرر
- انبار
- (امریکا) وزیر
- میز تحریر بازشو
- میز تحریر گنجه دار
عباراتی شبیه به "Secretary" با ترجمه به فارسی
-
دبیر کل · منشی کل
-
دبیرخانه سازمان ملل متحد
-
(جانورشناسی) مرغ منشی (Sagittarius serpentarius از تیره ی Sagittariidae - بومی افریقا) · وزیر پرنده
-
رئیس دفتر · منشی آمیزگاری · منشی امور فردی و مربوط به معاشرت
-
منشی شرکت
-
وزیر
-
دبیر کل حزب کمونیست چین
-
وزیر خزانه داری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن