ترجمه "Segmentation" به فارسی

بخش بندی, چندپاری, (زیست شناسی - تقسیم یک یاخته به چندین یاخته مثلا در تخم در حال رشد) چند پارگی بهترین ترجمه های "Segmentation" به فارسی هستند.

Segmentation
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بخش بندی

    they use very rigid segmentation methods

    از روش های بخش بندی کاملاً غیر منعطفی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Segmentation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

segmentation noun دستور زبان

The act or an instance of dividing into segments. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چندپاری

  • (زیست شناسی - تقسیم یک یاخته به چندین یاخته مثلا در تخم در حال رشد) چند پارگی

  • بخش بخش بودن

  • ترجمه های کمتر

    • بخش بخش سازی
    • بخش بندی
    • تقسیم کردن به بخش ها یا اجزا
    • پاره پاره شدگی

عباراتی شبیه به "Segmentation" با ترجمه به فارسی

  • بخش بازار
  • قطعهبندی تخم
  • پارهخط
  • بخش بندی بازار
  • بخشبندی بازار · تجزیه بازار · تقسیم بازار · تقسیمبندی بازار
  • (آوا شناسی) زنجیری · بخش بخش · به شکل یک قطعه ی دایره · دارای بخش های مختلف · زنجیره ای · قطعه قطعه · مجزا از هم · پاره پاره · پرهون بخش سان · پرهون بخشی
  • (آواشناسی) واج زنجیری · زنجیرواج
  • رجوع شود به blastocoele
اضافه کردن

ترجمه های "Segmentation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه