ترجمه "Sequence" به فارسی

توالی, سکانس, رشته بهترین ترجمه های "Sequence" به فارسی هستند.

Sequence
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توالی

    It's a group of rectangles that are played in a sequence.

    گروهی ز مستطیلها که در یک توالی نمایش داده میشوند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Sequence " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

sequence verb noun دستور زبان

A set of things next to each other in a set order; a series [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سکانس

    series of scenes in a film which form a distinct narrative unit

    So let me show you a little tiny sequence of this.

    خب اجازه بدید یه سکانس کوچکی از اینو بهتون نشون بدم.

  • رشته

    noun

    She appears to be a main sequence star, a lot like our own.

    به نظر میاد یه رشته از ستاره ها مثل مال خودمونه.

  • دنباله

    ordered list of elements; function with natural numbers as domain

    To the naked eye, it's a sequence of meaningless numbers and letters.

    خب در نگاه اول ، دنباله تصادفي از اعداد و حروف ــه.

  • ترجمه های کمتر

    • توالی
    • ترتیب
    • تسلسل
    • سلسله
    • زنجیره
    • دهناد
    • دهنادن
    • ریسه
    • زنجیرواری
    • سیری
    • فصل
    • (بازی با ورق) سه یا چند ورق پشت سرهم (a run هم می گویند)
    • (به روش خاصی) مرتب کردن
    • (به ویژه فیلم سینما) صحنه
    • (ریاضی) دنباله
    • (موسیقی) تکرار ملودی
    • (کلیسای کاتولیک) سرود پیش از قرائت انجیل
    • رجوع شود به sequel
    • قطار کردن
    • پشت سر هم قرار دادن
    • پشت همی

عباراتی شبیه به "Sequence" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Sequence" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه