ترجمه "Sergeant" به فارسی
گروهبان, گروهبان, (قرون وسطی) نوکری که ارباب را در جنگ همراهی می کرد بهترین ترجمه های "Sergeant" به فارسی هستند.
Sergeant
proper
دستور زبان
A surname.
-
گروهبان
Sergeant, check and see if there's a backup generator.
گروهبان بگرد ببين يه مولد برق اضافي هست يا نه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Sergeant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
sergeant
noun
دستور زبان
UK army rank with NATO code OR-6, senior to corporal and junior to warrant officer ranks. [..]
-
گروهبان
درجه دار نظامی
Here's a copy of the anonymous harassment report on sergeant scott.
اين يه کپي از از گزارش ناشناس دربارهِ. آزار و اذيتِ توسطِ گروهبان اِسکاته
-
(قرون وسطی) نوکری که ارباب را در جنگ همراهی می کرد
-
(پلیس) سر پاسبان
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به sergeant-at-arms
- پیرو ارباب
- گروهبان یکم
عباراتی شبیه به "Sergeant" با ترجمه به فارسی
-
(ارتش) سر گروهبان · گروهبان دوم
-
استوار نیروی هوایی · سر استوار نیروی هوایی
-
(ارتش) گروهبان دوم
-
بریدمل قدمدار
-
(آمریکا - تفنگ داران دریایی) گروهبان دو
-
(ارتش) سرگروهبان
-
(نیروی هوایی امریکا) گروهبان فنی
-
(در باشگاه یا مجلس شورا یا دادگاه و غیره) مامور حفظ نظم جلسه · مامور انتظامات · نیورادگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن