ترجمه "Service" به فارسی
خدمت, خدمات- خدمت, سرویس بهترین ترجمه های "Service" به فارسی هستند.
Canadian writer (born in England) who wrote about life in the Yukon Territory (1874-1958)
-
خدمت
When a new song is released, it will be scheduled at the end of a Service Meeting with the notation “new song.”
وقتی سرودی جدید عرضه شود، در اتمام برنامهٔ جلسهٔ خدمت با عبارت «سرود جدید» ارائه خواهد شد.
-
خدمات- خدمت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Service " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(transitive) To serve. [..]
-
سرویس
nounshared taxi [..]
That's what distinguishes us from other online dating services.
ما رو از سرویس های دوست یابی اینترنتیِ دیگه متمایز میکنه.
-
خدمت
noun femininethe military [..]
Perhaps your senses have weakened after your many years of service.
شايد بعد از اين همه خدمت هوش و حواست ضعيف شده
-
خدمات
intangible offering inseparable from its creator's labor, bringing utility value to the customer [..]
I wouldnt want you to be deprived of his services.
نمیخواهم تو را از خدمات او محروم کنم.
-
ترجمه های کمتر
- خدمت کردن
- عبادت
- بندگی
- خدمت نظام
- کمک
- کار
- سازمان
- خدمتگزاری
- اداره
- نیایش
- پذیرایی
- خدمتکاری
- کارمندی
- زاوری
- سود
- پایمردی
- نوکری
- پیشخدمتی
- ترخیص
- زاورانه
- چاکری
- یاوری
- مستخدمی
- تیمار
- بیگاری
- کلفتی
- (اتومبیل و غیره) تعمیر
- (بابت وام و غیره) کارمزد و بهره پرداختن 3
- (برای ارباب یا لرد فئودال) فعلگی
- (تنیس و غیره) سرو
- (جمع) نیروهای مسلح
- (حقوق) تحویل (ورقه ی احضاریه یا حکم دادگاه و غیره)
- (حیوان نر) جفتگیری کردن 2
- (دامداری) به جفتگیری واداشتن 4
- (رستوران) رسیدگی به مشتریان
- (قدیمی) فداکاری (به ویژه در راه معشوق)
- - رسانی
- ابلاغ 5
- از خودگذشتگی 3
- تعمیر کردن 1
- خدمات 7
- خدمت به خدا
- خدمت در ارتش
- خدمت سربازی
- خدمت وظیفه
- خدمتگزاری کردن 0
- دست (ظرف) 0
- رجوع شود به service tree
- رسیدگی 1
- روبراه ساختن
- روش سرو زدن
- زاوری کردن
- سرو زنی
- سرویس (غذاخوری)
- سرویس کردن
- مراسم مذهبی
- نوبت سرو 2
- وابسته به خدمات (در برابر تولید صنعتی یا کشاورزی)
- وابسته به خدمت
- وابسته به خدمه یا کارمندان 8
- وابسته به نیروهای مسلح 6
- کار 9
تصاویر با "Service"
عباراتی شبیه به "Service" با ترجمه به فارسی
-
سرویس تلفن موبایل پیشرفته
-
خدمات جمعی
-
انجام خدمت سربازی
-
(ارتش) کلاه کاسکت · کلاه خدمت · کلاه کپی · کپی