ترجمه "Shrew" به فارسی

حشره خوار, موش شبگرد, سلیطه بهترین ترجمه های "Shrew" به فارسی هستند.

Shrew
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حشره خوار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Shrew " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

shrew verb noun دستور زبان

Any of numerous small mouselike, chiefly nocturnal, mammals of the family Soricidae. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موش شبگرد

    noun

    mouselike animal

  • سلیطه

    Your husband, being troubled with a shrew, Measures my husband's trouble by his own.

    شوهرت ، که از داشتن یک سلیطه رنج میبره خودشو با شوهر من مقایسه میکنه

  • حشره خوار

  • ترجمه های کمتر

    • لچاره
    • پتیاره
    • (زننده) زن سلیطه
    • موش شبگرد (انواع پستانداران حشره خوار موش مانند به ویژه تیره ی Soricidae)

عباراتی شبیه به "Shrew" با ترجمه به فارسی

  • حشرهخوار زرهپوش
  • حشرهخوار دمدراز
  • رام کردن زن سرکش
  • (جانور شناسی) موش پوزه دراز درختی (تیره ی Tupaiidae - بومی آسیای جنوب شرقی)
  • حشرهخور شوش
  • سوريسيده · موشهای پوزهدراز
  • شامپانزدهها · لمورها · موشهاي پوزهدار درختي · نخستیان · پریماتها
  • حشره خوار جهنده
اضافه کردن

ترجمه های "Shrew" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه