ترجمه "Shrub" به فارسی

بوته, درختچه, شربت بهترین ترجمه های "Shrub" به فارسی هستند.

shrub verb noun دستور زبان

A woody plant smaller than a tree, and usually with several stems from the same base. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوته

    noun

    woody plant

    Sir James, turning aside to whip a shrub, said he had heard something of that sort.

    سر جیمز، که برگشته بود تا شلاقش را بر بوته یا بکوبد، گفت، بله، شنیدهام.

  • درختچه

    noun

    type of plant

    Duchess, there are some very curious-looking shrubs over there.

    دوشس ، يک مقدار درختچه ي خيلي کنجکاو کننده اون بالا هست

  • شربت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بته
    • گلبن
    • (از ریشه ی عربی : شراب)
    • (گیاهی که به جای یک ساقه چند ساقه ی اصلی دارد و کوتاه است) درختچه
    • بوته (bush هم می گویند)
    • بوته توت فرنگی
    • نوشابه ی دارای آب میوه و شکر و براندی
    • نوشابه ی کمی ترش دارای آب میوه و یخ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Shrub " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Shrub"

عباراتی شبیه به "Shrub" با ترجمه به فارسی

  • درختان علوفهاي · درختچههاي علوفهاي · گیاهان سرشاخهای
  • درختچهها
  • بوتههاي زينتي · درختان تزييني · درختان زينتي · درختچههاي تزييني · درختچههاي زينتي · گیاهان چوبی زینتی
  • گلشرابیان
  • بوتههاي زينتي · درختان تزييني · درختان زينتي · درختچههاي تزييني · درختچههاي زينتي · گیاهان چوبی زینتی
  • رجوع شود به caroli allspice
اضافه کردن

ترجمه های "Shrub" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه