ترجمه "Snake" به فارسی
مار, مار, مر بهترین ترجمه های "Snake" به فارسی هستند.
(video games) An early computer game, later popular on mobile phones, in which the player attempts to manoeuvre a perpetually growing snake so as to collect food items and avoid colliding with walls or the snake's tail. [..]
-
مار
nounSnake Eyes, you have earned the Blade of Justice.
چشمان مار تو به " شمشير عدالت " رسيدي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Snake " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A legless reptile of the sub-order Serpentes with a long, thin body and a fork-shaped tongue. [..]
-
مار
nounlegless reptile [..]
The snake jabbed its tail at a little sign next to the glass.
مار دمش را به تابلوی کوچک کنار شیشه زد.
-
مر
nounlegless reptile
-
ماری
nounIn Africa, about a snake who could cause the ground to smoke.
در افریقا، از ماری که باعث می شود دود از زمین بلند شود.
-
ترجمه های کمتر
- خزاندن
- وازدن
- لغزاندن
- (جانور شناسی) مار (زیر راسته ی Serpentes و راسته ی Squamata که بی دست و پا و زهرین یا بی زهر هستند)
- (عامیانه - به ویژه تنه ی درخت و الوار سنگین) روی زمین کشیدن و بردن
- (عامیانه) به سرعت کشیدن
- (لوله کشی) سیم لوله بازکن
- (مانند مار) خزیدن
- آدم خائن
- خطر محتمل
- خطر نزدیک
- رودخانه ی اسنیک (در شمال باختری ایالات متحده)
- صورت فلکی حیه
- فنر لوله بازکن
- مار پیچ رفتن
- مارخوش خط و خال
- مارپیچ رفتن
- پیچ و تاب خوردن
تصاویر با "Snake"
عباراتی شبیه به "Snake" با ترجمه به فارسی
-
(جانورشناسی) مارلوده (Micrurus fulvius که مرجان زی و بومی خاور امریکا است)
-
(جانورشناسی) کرمک مار (انواع مارهای بی زهر و کرم مانند از تیره ی Typhlopoidea)
-
مار ذرت
-
مار چرخی (در آمریکا برخی معتقد بودند خود را به صورت چرخ درآورده و حرکت می کند)
-
سنجاقک
-
رجوع شود به sansevieria
-
(جانور شناسی) بزمجه ی دم شیشه ای (از جنس Ophisaurus و تیره ی Anguidae)
-
آدم موذی · خطر محتمل · خطر نزدیک · خطر پنهان · دوست خیانتکار · مار خوش خط و خال · گرگ در لباس میش