ترجمه "Softly" به فارسی

یواش, بنرمی, اهسته بهترین ترجمه های "Softly" به فارسی هستند.

softly adverb دستور زبان

In a soft manner; gently. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یواش

    adjective adverb

    Bill E repeats himself, but again too softly for the words to carry.

    بیل ای دوباره حرفش را تکرار میکند، اما باز هم آنقدر یواش که اصلاً کلمات قابل تشخیص نیستند.

  • بنرمی

    The shadow in the alley moved softly forward.

    سایه بنرمی در کوچه پیش آمد.

  • اهسته

    Yeah, said Harry softly, twice.

    هری اهسته گفت: اره دوباره نامه فرستاد.

  • ترجمه های کمتر

    • با ملایمت
    • به اهستگی
    • نرم نرم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Softly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Softly" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Softly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه